محمد الريشهري
331
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
كه همراه پيامبر خدا به سوى ميهمانىاى كه دعوت شده بودند ، حركت كردند كه ديدند حسين عليه السلام در كوچهاى بازى مىكند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله جلوى گروه آمد و دستان خود را باز كرد ؛ ولى پسر ( حسين عليه السلام ) به اين سو و آن سو فرار مىكرد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را مىخندانْد تا او را گرفت . يكى از دستان خود را زير چانه او قرار داد و ديگرى را پشت سرش و او را بوسيد و فرمود : " حسين ، از من است و من ، از حسينم . خداوند ، كسى كه حسين را دوست دارد ، دوست مىدارد . حسين ، سِبطى از اسباط است " . 5355 . صحيح ابن حبّان به نقل از ابو هريره : پيامبر خدا ، زبانش را براى حسين عليه السلام بيرون مىآورد و كودك ، سرخىِ زبان را مىديد و مىخنديد . عُيَينة بن بدر به ايشان گفت : چه مىبينيم ؟ او با اين [ كودك ] چنين مىكند ؟ ! من فرزندى دارم كه صورتش ريش در آورده ؛ ولى هيچ گاه او را نبوسيدهام . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " كسى كه مهربانى نكند ، مورد مهربانى قرار نمىگيرد " . 5356 . المناقب ، ابن شهرآشوب به نقل از ابن مهاد ، از پدرش : پيامبر صلى اللّه عليه و آله براى حسن و حسين عليهماالسلام نيمخيز نشست و آنان را سوار كرد و دستها و پاهايشان را مخالف يكديگر قرار داد « 1 » و فرمود : " شترِ شما ، شترِ خوبى است " . 5357 . فضائل الصحابة ، ابن حنبل به نقل از ابو هريره : پيامبر صلى اللّه عليه و آله را ديدم كه دستان حسين بن على عليهماالسلامرا گرفته و پايش را روى پاى خود گذاشته است و مىفرمايد : " بالا بيا ، چشم كوچولو ! بالا بيا ، چشم كوچولو ! " . 5358 . كفاية الأثر به نقل از ابو هريره : من با ابو بكر ، عمر ، فضل بن عبّاس ، زيد بن حارثه
--> ( 1 ) اين حالت ، به دو صورت ممكن است : يكى اين كه آن دو ، پشت به هم يا روبهروى هم نشسته باشند و ديگرى اين كه هر كدام ، يك سمت نشسته باشند ؛ يكى از سمت راست و ديگرى از سمت چپ .